مفهوم بازاريابي گندم را از دو زاويه مي توان تفسير و بررسي نمود :
1 ) بازاريابي گندم به عنوان هدف
2 ) ) بازاريابي گندم به عنوان فرآيند
تسهيل امر مبادله و تضمين منافع طرفين مبادله را مي توان از تفاسير بازاريابي به عنوان هدف و رديابي مسير فعاليتهاي بازرگاني كه مبادله در آن جريان پيدا مي كند را مي توان از تفاسيربازاريابي به عنوان فرآيند به شمار آورد . حفظ ثبات در آمد كشاورزان گندمكار (عرضه) و حفظ ثبات مصرف نان مصرف كنندگان( تقاضا )از جوانب كليدي بازاريابي به عنوان هدف و افزايش مرغوبيت گندم ،آرد و نان و افزايش تنوع اين محصولات ( دانش فني و تكنولوژي ) از جوانب كليدي بازاريابي به عنوان فرآيند محسوب مي شود . اصلاح ساختارهاي انعطاف ناپذيري كه مانع كاركرد نظام بازار و تخصيص بهينه منابع مي باشند نيز از ديگر موارد جانبي مرتبط با هدف و فرآيند بازاريابي به شمار مي رود.
بررسي بيش از نيم قرن تاريخ اقتصاد گندم در كشورمان چنين نشان مي دهد كه حمايت دولت از توليد كننده (گاهي به زيان برتري نسبي ) و حمايت از مصرف كننده (گاهي به زيان ساختار تغذيه و بيشتر موارد به زيان توليد كننده ) بر چنان دلايلي استوار بوده كه بي ثباتي درآمد كشاورز گندمكار (يا پايين بودن نرخ مبادله گندم و بي ثباتي مصرف نان و پايين بودن مصرف كالري در متوسط جمعيت )و فشار سياسي جمعيت شهرنشين را به عنوان واقعيت هاي جاري پذيرفته اند .
دستا وردي كه اين حمايت ها در طول چند دهه اخير داشته در بعضي موارد مثبت ولي در بيشتر موارد خنثي يا منفي است و بنابراين با اطمينان آماري نمي توان از تحقق هدف بازاريابي گندم ياد نمود . دليل اين امر وجود بعضي نا هماهنگي ها بين سياست حمايتي دولت در بخش گندم وساير سياست هاي اقتصادي در بخش هاي غير گندم بوده كه تا به امروز استمرار يافته است .