بررسی الگوی مصرفی( مقايسه وضعيت فقر و توزيع درآمد ميان خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جام

   يكي ازمعيارهاي اندازه گيري سطح رفاه خانوارها محاسبه درصدخانوارهاي زير خط فقراست كه در اينجا با استفاده از روش پژويان  pajooyan موردمحاسبه قرار مي گيرد. بطوري كه در سبد مصرفي خانوارها ميزان مصرف كالاهاي خوراكي را محاسبه كرده و براساس ارزش غذاي هر يك از كالاها مقدار ارزشهاي غذاي دريافتي فرد محاسبه مي شود كه در اين ميان انرژي ( كالري ) دريافتي بهترين پارامتر موجود است به عبارتي فردي كه انرژي مورد نياز خود را دريافت كرده باشد ساير ارزش هاي غذايي را نيز تأمين نموده است .

   حال وضعيت فقر را ميان خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري را در سال 1376  با هم مقايسه مي كنيم . به طوري كه در سال 1376 حدود 9/2 درصد از كل خانوارهاي شهري و حدود 14/6  درصد خانوارهاي با سرپرست كارمند  بخش دولتي زير خط فقر قرار دارند و مشخص مي شود كه خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي از لحاظ فقرغذاي در وضعيت نا مطلوبي مي باشند

 معيار ديگر اندازه گيري سطح رفاه ، چگونگي توزيع درآمد است كه مي توان با استفاده از ضريب جيني ، ضرايب اتكنيسون و ضريب تايل محاسبه كرد . دامنه ي اين ضرايب بين صفر و يك است هر چقدر به صفر نزديكتر باشد نشان از توزيع مناسب هزينه ها و درآمد دارد و هر چقدر به يك نزديك تر باشد بيانگر توزيع نامناسب است. مقايسه اين ضرايب ميان خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري نشان از توزيع مناسب تر هزينه يا درآمد كل گروه هاي درآمدي كل جامعه شهري نسبت به گروه هاي درآمدي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي دارند.

بررسی الگوی مصرفی ( مقايسه كششهاي درآمدي تقاضا خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري

بررسي سبد مصرفي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري در سال 1376 با استفاده از كششهاي درآمدي نشان مي دهد كه :

   خوراك و مسكن در سبد مصرفي هردو خانوار جزء اقلام ضروري است يعني با افزايش درآمد خانوارها از هزينه آن كاسته مي شود ساير كالاها در سبد هردو گروه جزء اقلام لوكس به حساب مي آيند يعني باافزايش درآمدبه هزينه آنها افزوده مي شود. البته از لحاظ درجه لوكس بودن با هم تفاوت دارند ، بطوري كه درجه لوكس بودن پوشاك ، بهداشت و درمان و آموزش و تفريح براي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي از كل جامعه شهري در سال 1376  بيشتر است ، ولي در مورد هزينه هاي متفرقه عكس اين موضوع صدق مي كند .

   در بررسي سهم اقلام عمده سبد خوراكي اين خانوارها از كل هزينه هاي خوراك و مقايسه كشش درآمدي براي كل جامعه شهري به نتايج زير مي رسيم :

   نان در سبد مصرفي كل جامعه شهري كشور يك كالاي پست محسوب مي شود حتي اگر درآمد خانوار صفر باشد ، ميزان مصرف نان همواره خواهد داشت و درآمد تعيين كننده ميزان مصرف نان نمي باشد و بعد از نان ، قندو شكر، روغن ، لبنيات ، ميوه ، سبزي و برنج جزء اقلام ضروري سبد مصرفي خانوارها به حساب مي آيند وتنها مرغ و گوشت هستند كه با كشش درآمدي نزديك به يك جزء اقلام نرمال و معمولي سبد مصرفي هسنتد.

   دربررسي كشش درآمدي كالاهاي عمده خوراكي براي خانوارهاي با سرپرست كارمند دولت به نتايج زير مي رسيم :

   نان جزء ضروري ترين قلم خوراكي براي اين خانوارها است و عرض از مبدأ مثبت آن بيانگر اين مطلب است كه حتي با وجود درآمد صفر مصرف نان براي اين خانوارها وجود خواهد داشت وسايركالاهاي خوراكي جزء اقلام ضروري به حساب مي آيند.علت اين امر پايين بودن سطح درآمد كلي اين گروه و در نتيجه عدم تأمين كافي نيازهاي غذاي آنها دانست.

  

ادامه نوشته

بررسی الگوی مصرفی (مقايسه سهم هزينه هاي خوراك خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري )

   به طوري كه مي دانيم مهمترين كالاي مصرفي خانوارها خوراك مي باشد و بيشترين سهم هزينه اي را به خود اختصاص مي دهد . دراين قسمت سهم اقلام عمده خوراكي ازكل هزينه هاي خوراكي دو جامعه آماري را مورد بررسي قرار مي دهيم . بطوري كه چند قلم عمده كه بيشترين سهم را در تأمين ارزشهاي غذايي افراد دارند عبارتند:نان ، برنج ، گوشت قرمز‌ ، مرغ ، لبنيات ، روغن ، ميوه ، قند وشكروچاي.در اينجا ملاحظه مي شود كه گوشت و ميوه ها در بين اقلام خوراكي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي وكل جامعه شهري در سال 1376 از جايگاه ويژه اي برخوردار است ، در واقع بطور ميانگين داراي بالاترين سهم هستند. برنج نيز از اهميت زيادي برخوردار است ولي همواره كل خانوارهاي شهري سهم بيشتري از هزينه خوراك خود را نسبت به خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي به برنج اختصاص مي دهند . در مورد نان بايد گفت كه نان سهم بسزايي در سبد خوراكي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي  وكل جامعه شهري ايفا مي كند ولي درگروه هاي با درآمد بالا در هردو جامعه آماري از سهم اين قلم خوراكي در سبد مصرفي خانوارها كاسته مي شود .

   در مورد سايراقلام خوراكي تفاوتهاي فاحشي ميان دو گروه مشاهده نمي شود .

بررسي الگوي مصرفي (مقايسه هزينه هاي مطلق خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري )

    دراين ميان بررسي كلي هزينه هاي دوگروه درآمدي اولين شاخص مقايسه اي است كه بررسي هانشان مي دهدكه هزينه كل يادرآمد كل خانوارهاي شهري بالا تراز هزينه كل خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي در جوامع شهري است و هر چه به سمت گروه هاي با درآمد بالاتر مي رويم فاصله اين دو جامعه زيادتر مي شود البته فاصله ثروتمندترين گروه درآمدي آنها نسبت به بقيه كمتر است ولي در مجموع در سال 1376 وضعيت رفاهي خانوارهاي باسرپرست كارمند بخش دولتي نسبت به ميانگين جوامع شهري پايين بوده است .

   در مورد بررسي دقيق تر اقلام عمده مصرفي اين دو گروه بايد گفت كه هزينه  خوراك جوامع شهري از هزينه خوراك  خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي شهرنشي در سال 1376 بيشتر است،البته اختلاف كمتري مشاهده مي شود . در موردساير اقلام بيشترين اختلاف در ميان هزينه هاي غير خوراكي مربوط به هزينه هاي مسكن است و كمترين اختلاف مربوط به هزينه هاي بهداشت ودرمان است .

   نكته بعدي در مورد وزن هر يك از اقلام عمده در سبد هزينه اي اين دو گروه درآمدي است در واقع با شناخت اين مسئله مي توان به درجه ي اهميت هر يك از اقلام هزينه اي پي برد . به طوري كه ملاحظه مي شود در ميان كليه گروه هاي درآمدي (ميانگين جامعه ،30%  فقير ، 20%  غني ) سهم هزينه خوراك خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي از كل جامعه شهري بيشتر است و همچنين براي ميانگين هر دوجامعه مسكن بيشترين سهم هزينه اي را به خود اختصاص مي دهند و در مورد ساير هزينه ها ميان متوسط دو گروه درآمدي تفاوتهاي زيادي مشاهد نمي شود. دروضعيت سبد مصرفي فقير هر دو گروه مشاهده مي شودكه هزينه خوراك بيشترين سهم را در سبد مصرفي اين خانوارها دارد و دربررسي 20درصد غني هر دو گروه نشان مي دهد كه هزينه مسكن بيشترين سهم را نسبت به ساير اقلام هزينه اي داردو درنهايت مقايسه سهم هزينه اي چند قلم عمده مصرفي اين دو گروه نشان مي دهد كه سهم هزينه بهداشت و درمان خانوارهاي با سرپرست كارمند دولت بيشتر از سهم هزينه هاي كل جامعه شهري است،اين مطلب نشان مي دهد كه اگرچه كليه ي كارمندان دولت تحت پوشش بيمه هاي درماني هستند ، اين بيمه ها نمي توانند پوشش كاملي به هزينه هاي بهداشتي و درماني اين خانوارها بدهند و سهم هزينه مسكن براي كل جامعه شهري بيشتر از خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي است ،علت اين امر آن است كه بيشتر خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي در خانه هاي سازماني ساكن هستند و امكان دريافت وام مسكن از سازماني كه در آن مشغول به كار هستند را دارند. در مورد سهم هزينه آموزش تفريح بايد گفت كه سهم هزينه آموزش و تفريح خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي از كل جامعه شهري پايين تر است .

بررسي الگوي مصرفي (مقايسه مقطعي اقتصادي خانوارهاي باسرپرست كارمند بخش دولتي و كل كشور – جامعه شهري )

     با استفاده از بررسي مقطعي مي توان مقايسه اي را ازلحاظ شرايط رفاهي ، نحوه ي رفتار مصرفي و تركيب سبدكالايي بين دو يا چند جامعه آماري انجام داد ،زيرا در يك مقطع زماني خاص ساير شرايط براي كليه گروه هاي مورد بررسي متناسب ويكسان فرض مي شود ، در اينجا فرض مي شود كه در سال 1376 سايرشرايط براي دو گروه كل جامعه شهري و خانوارهاي با سرپرست كارمند يكسان است و بدين ترتيب الگوي رفتاري آنها مورد مقايسه قرار مي گيرد .

بررسی الگوی مصرفی (بررسي كششهاي درآمدي درميان خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي)

    درجه لوكس يا ضروري بودن يك كالا را در سبد مصرفي خانوارهارا مي توان با استفاده از كشش درآمدي تعيين كرد. شناخت اين مسئله در اعمال سياستهاي حمايتي دولتها براي اقشار آسيب پذير جامعه بسيار مؤثّر است .

   در ابتدا به بررسي سبد خانوارهاي ميانگين مي پردازيم كه بررسي كششهاي درآمدي براي اين گروه نشان مي دهد كه براي اين خانوارها هزينه هاي خوراك ، ارتباطات ، حمل و نقل و متفرقه (‌خدمات بهداشتي و آرايشي شخصي ، لوازم شخصي زينتي و هزينه هتل ، مسافر خانه و مسافرت ) جزو اقلام ضروري(يعني با افزايش درآمدمصرف آنها بيشترمي شود) به شمارمي رود و هزينه پوشاك و لوازم منزل جزء اقلام نرمال(يعني با افزايش درآمد تغييرات متناسب در ميزان مصرف آن رخ مي دهد) سبد مصرفي آنها است و ساير هزينه ها يعني هزينه مسكن ، بهداشت و درمان و آموزش و تفريح جزء اقلام لوكس به حساب مي آيند .

   در بررسي كششهاي درآمدي براي 30 درصد فقير جامعه آماري نشان مي دهد كه هزينه خوراك و هزينه هاي لوازم منـزل و بهداشت و درمان براي اين گروه درآمدي يك كالاي نرمال است . هزينه هاي پوشاك ، مسكن ، حمل ونقل و متفرقه براي اين گروه درآمدي جزء اقلام ضروري به حساب مي آيندوفقط هزينه هاي تفريح و آموزش با كشش درآمدي بزرگ تر از 1 ، كالاي لوكس به حساب مي آيد .

   در بررسي كششهاي درآمدي 20 درصد غني خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي نشان مي دهد كه تنها هزينه هاي خوراك و هزينه هاي متفرقه براي اين گروه درآمدي كالاي ضروري به حساب مي آيد .

مقايسه :

A .هزينه خوراك ـ 1. براي فقير:كالاي نرمال ، 2. براي متوسط و غني : كالاي  ضروري .

B .هزينه مسكن ـ 1. براي فقير:كالاي ضروري ، 2.براي متوسط و غني: كالاي لوكس .

C.هزينه بهداشت و درمان ـ‌ 1.براي فقير: كالاي نرمال ، 2.براي متوسط وغني : كالاي لوكس .

D .هزينه حمل ونقل ـ 1.براي فقير ومتوسط: كالاي ضروري ، 2.براي غني :كالاي نرمال .