بررسی الگوی مصرفی (الف – مقايسه پارامترهاي سيستمي )
در اين قسمت به بررسي نتايج حاصل از حل سيستم معادلات تقاضاي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي شهرنشين و كل جامعه شهري مي پردازيم .
نكته : در سيستم مخارج خطي يك محدوديت وجود دارد و آن محدوديت اين است كه بايد مجموع سهم مخارج نهايي برابر با يك باشد .
نتايج حاصل از تخمين سيستم معادلات نشان مي دهد كه مسكن براي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي و كل جامعه شهري داراي سهم مخارج نهايي بسيار بالاي نسبت به ساير كالاها است و براي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي حمل ونقل در مرتبه بعدي قرار دارد و هزينه هاي متفرقه داراي كمترين سهم مي باشددر حالي كه براي كل جامعه شهري كشورخوراك درمرتبه بعدي مي باشد و هزينه هاي متفرقه نيزكمترين سهم مخارج نهايي را به خود اختصاص مي دهند .
مقايسه سيستم معادلات در دو مورد بالا نشان مي دهد كه رفتار و الگوي مصرفي اين دو گروه آماري از لحاظ ساختاري تفاوتهاي عمده ي با يكديگر ندارند . بنابراين مي توان گفت كه رفتار مصرفي خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي نقاط شهري كه به عنوان زير گروهي از كل خانوارها ي شهري هستند را مي توان در قالب رفتار مصرفي كل جامعه تبيين كرد . البته اختلافاتي مشاهده مي شود كه ناشي از نحوه كسب درآمد و وضعيت شغلي و اجتماعي اين دو گروه مي باشد .
بررسي مقادير حداقل معاش اين دو گروه طي سالهاي 1370-1376 نشان مي دهد كه خانوارهاي با سرپرست كارمند بخش دولتي شهرنشين هنگام تخصيص درآمد دريافتي خود ابتدا بخش نسبتاً قابل ملاحظه اي از آن را به خوراك اختصاص مي دهند و براي ساير اقلام هزينه اي نيز يك حداقل معاش درنظر مي گيرند سپس باقيمانده درآمد خودرا ابتدا به مسكن و سپس به ساير اقلام مصرفي اختصاص مي دهند.ازآنجايي كه هزينه ي حداقل معاش اين خانوارهابراي خوراك زياداست،سهم مخارج نهايي آنها بر روي اين كالا كاهش پيدا مي كند . در مورد كل جامعه شهري نيز تقريباً وضعيت مشابهي مشاهده مي شود با اين تفاوت كه اين خانوارها در ابتدا هزينه حداقل معاش را براي خوراك در نظر نمي گيرند ، بنابراين سهم مخارج نهايي اين گروه بيشتر است .